شاید باورش مشکل باشد اما بیش از آن که افراد به سبب تجربه و دانش کم یا نوسان های بازار، در بازار سهام شکست بخورند، از «احساسات» خود شکست می خورند ... همچنین دور از ذهن است اگر ادعا شود فاصله موفق ترین سرمایه گذاران بازار سهام با افراد شکست خورده، نیز تنها در نحوه برخورد با «احساسات» است: شاید فاصله ای بین این دو در علم و تجربه نباشد! ... به این ترتیب اگر این ادعاها را بپذیریم، باید برای موفقیت در بازار سهام، «مدیریت احساسات» را باید بر کسب دانش، تجربه، ارتباطات فردی و سرمایه ارجح بدانیم ...
برای مدیریت احساسات باید چه بکنیم؟ اول از همه باید بدانیم احساسات چیست و چه زمان در بازار به سراغ مان می آید؟ ... سهمی که خریده ایم با سود بسیار مناسبی همراه است و در فروش آن تردید داریم: احتمالا در این جا احساس «طمع» به سراغ مان آمده چون حس می کنیم می توان سود بیشتری برد! ... سهمی که خریده ایم با سود کمی همراه است و نیرویی درونی به ما فرمان فروش می دهد: احتمالا در این جا احساس «هیجان» به سراغ مان آمده چون می خواهیم زودتر موفقیت خود را جشن بگیریم! ... سهمی که خریده ایم با زیان همراه شده و نیرویی درونی در برابر فروش آن مقاومت می کند: احتمالا در این جا احساس «ترس» به سراغ مان آمده چون تحمل شناسایی ضرر را نداریم! ... نیرویی درونی به ما می گوید تنها سراغ سهام مطمئن و بسیار کم ریسک برویم و از سهامی که پرریسک یا نسبتا پرریسک می دانیم، اجتناب کنیم: احتمالا در این جا احساس «محافظه کاری» به سراغ مان آمده چون از ضرر، هراس فراوانی داریم! ...
اگر ادعا می کنیم موفقیت در بازار سهام آسان نیست، به دلیل همین احساسات است. باید بدانید در هر لحظه فعالیت در بازار سهام، احساسات به سراغ تان می آید و بدتر این که گاه چندین احساس، هم زمان با هم در درون تان فعال می شود. به این ترتیب تصمیم گیری اصلا آسان نیست: گاه یک تصمیم درست، سودی هنگفت نصیب تان می کند و یک تصمیم نادرست – که فاصله اش با تصمیم درست تنها به اندازه یک تار مو است! – شما را از این سود محروم می کند و گذشت زمان تنها باعث حسرت تان می شود! ...
اما بیایید ذهن خود را بر روی یکی از این احساسات متمرکز کنیم: «ترس»! این حس از دید بسیاری از روانشناسان، قوی ترین احساس انسانی است و به بسیاری از افکار، اعمال و رفتارهای او جهت می دهد ... در بازار سهام نیز احساسات مهم را در «طمع» و «ترس» خلاصه می کنند و ترس را باز هم قوی تر می دانند! ...
جالب این جاست که ترس در هر موقعیتی به سراغ سرمایه گذار می آید: وقتی سهم او در زیان است، حس ترس را درون خود احساس می کند و وقتی سهم او در سود است، نیز ترس را حس می کند! ... در حقیقت هم «ترس شکست» وجود دارد و هم «ترس موفقیت» و هر دو نیز به یک اندازه مانع دستیابی به موفقیت هایی بزرگ می شوند. اما چرا یک سرمایه گذار باید از سود بترسد؟ نوسان قیمت ها جزء طبیعت بازار سهام و تنها تجربه ای اندک در این بازار سبب می شود فرد بداند افت و صعود قیمت ها، اتفاقی رایج است. بنابراین هنگامی که سهم مان با سود همراه است، به یکباره به یاد افت قیمت ها می افتیم و می ترسیم سهم مان دچار چنین حالتی شود: «فروش» ما را از این ترس رها می کند و نفسی نیز به راحتی می کشیم اما ممکن است روند صعود ادامه یابد و تنها چند روز بعد، حسرت سود بزرگی را بخوریم که از دست داده ایم! ... پس ترس موفقیت می تواند موفقیت را از بین ببرد!
اما چرا یک سرمایه گذار باید از زیان بترسد؟ این سوال واقعا بی معنا است چون زیان ترس دارد و همه انسان ها نیز از زیان متنفرند! اما زیان ترس بر دو نوع است: وقتی زیان کمی اتفاق می افتد، احساسات درون شخص از فروش سهم جلوگیری می کنند چون هم می ترسد بگوید معامله ای همراه با زیان داشته و هم امید دارد به زودی قیمت ها دوباره برگردند. اما وقتی زیان قابل توجهی اتفاق می افتد، فردا نه تنها ناامید شده که وجودش دیگر آکنده از ترس زیان بیشتر است و بنابراین شتابزده دست به فروش می زند. در حالت نخست که زیان کم بوده، ممکن است زیانش بیشتر شود و در حالت دوم که زیان قابل توجهی رخ داده، ممکن است به زودی قیمت ها تغییر جهت دهند! ...
به این ترتیب باید ترس را کنترل کرد. اما چگونه؟ پاسخ به این سوال بسیار دشوار است اما بهترین پاسخ این است که هر کس در سیستم معاملات شخصی خود – که هر شخص با توجه به روحیات خود باید نسبت به طراحی آن اقدام کند و سعی کند حداکثر پایبندی را به آن داشته باشد – باید برای احساس ترس چاره اندیشی کند. مثلا اگر دید ما به بازار میان مدت و بلندمدت است، بهتر است از نوسان های روزانه ترسی به دل راه ندهیم و تنها مطمئن شویم سهم ارزنده ای را خریداری کرده ایم: در این حالت بالاخره سهم به آن چه استحقاق اش را دارد، خواهد رسید. اما اگر دید ما به بازار کوتاه مدت است، بهتر است تنها میزان کمی از ضرر را تحمل کنیم و با وقوع آن، به سرعت سهم را به فروش برسانیم ...
... دکتر مانی سعی کرد توضیح دهد که مهمترین توامندی یک سرمایه گذار موفق، قدرت او در کنترل احساسات است. به ترس نیز اشاره شد اما خوب هیچ راه حلی وجود ندارد که بتوان آن را آموزش داد و افراد تنها پس از کسب تجربه فراوان موفق می شوند احساسات خود را کنترل کنند و آن را در جهت موفقیت به کار گیرند ... سعی می کنیم در فرصت های دیگر بیشتر به موضوع احساسات سرمایه گذاران بپردازیم.
برچسب ها :